تبليغاتX
کد قالب وبلاگ: شخصي


شخصي

عکس, شعر, sms,جک,حکایت,داستان و در آخر "هر چي دلت خواست!!"


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 20:19 توسط تربچه نقلي بابا...| |


تو هماني كه مي انديشي، انديشه تو زندگي تو را مي سازد. اگر مي خواهي زندگيت را عوض كني انديشه ات را عوض كن.
خدا را در آن دور ها جستجو نكن ، عاشق و جستجوگر تو نيستي ، عاشق اوست؛ تو طالبي ، پس طلب كن. خدا همين جاست؛ در كنار تو...
كمي خاموش باش بگذار صداهاي ديگري را هم بشنوي!
من دوست توام، صدايت را مي شنوم. لازم نيست در كنارت باشم.
براي هيچ چيز هيچ وقت دور نيست ...
اگر عاشقانه بنگري ، مرگي در ميان نيست، جز دگرگوني و تغيير، همه چيز جاودانه است.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 19:40 توسط تربچه نقلي بابا...| |

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 20:29 توسط تربچه نقلي بابا...| |

سلام به همه
چه دوستان (كه ندارم) و چه دشمنان ( تا جايي كه دلت ميخواد ) .،
تا چند روزي نميتونم هيچ مطلبي آپ كنم
مي تونين سبزي هاتون رو بدون تربچه ميل كنين البته ميدونم اين طوري اصلا مزه نداره ولي تربچه نقلي هم چاره اي نداره
دلم براي حرفاتون خيلي تنگ ميشه
اميدوارم به همه خوش بگذره

پس فعلا...
...خدا نگهدار
نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 3:8 توسط تربچه نقلي بابا...| |

چطور مي توانم تورا با يكروز گرم تابستان مقايسه كنم
در حالي كه بسيار پرشورتر و زيباتري
من جرات يافته ام تا
روزهايم را از لحظه هاي ناب تو سرشار كنم
در سخت ترين لحظه هاي خود
و اكنون
تو بال پرواز مني

زندگي تنها گناه ماست
نه فريادي دل ديوانه اي دارد
گاه گاهي خنده اي همواره اندوهي
غم بسيار انبوهي
نترس از ديو و اهريمن
در اين ره عشق ما تنها سپاه ماست
در اين ره عشق ما تنها سپاه ماست ...
...
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 4:14 توسط تربچه نقلي بابا...| |

من از عطر شباي با تو بودن
من از قلب سكوت وغصه و غم
من از ديوار نگاه تا به آوار صدا
لحظه لحظه ميشكستم...
من از اوج غرور تا عمق سرور
از قطره قطره اشك لايق
ذره ذره عشق ثابت
به اميد نگاه بي شكايت
به اميد ندايي بي نهايت
من از قلب يه عاشق
من از اشك شقايق
مينويسم ...
از يك غروب بي تاب
زمزمه هاي قايق بر صحنه دقايق
از دل شب من تو را ميخوانم
پس بيا با من ...
و اينك من تورا مي خوانم
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 3:58 توسط تربچه نقلي بابا...| |

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد .
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده وخود شیرینی بازی در نمی آورد.

يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به مانند آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود .

يک پسر خوب دکمه هاي پیراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند .

يک پسر خوب روزي
۳بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند .
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان بانک مسکن باز کند و به فکر
۱۰۰ سالگي خود باشد
يک پسر خوب اگر زبانم لال از افيون اينترنت استعمال و خدايي نکرده وب لاگ نويس شد بر حسب اتفاق از هر
۱۰ کامنت او ۹ عددش متعلق به دختران نيست .
يک پسر خوب اسم شرکت در جشن تولد هايي که مشکوک به وجود جنس مونث هستند را نمي آورد.

يک پسر خوب تا قبل از ازدواج
۵۰ بار عاشق نشده و هر دفعه ادعاي وحدت در عشق نميکند .
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس
۱۱۰ تماس حاصل مي کند.
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و
۶ متر به بالا نميپرد .
يک پسر خوب هيچ گاه بوي عطر مشکوک از قبيل عطریات زنانه نميدهد .

يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه
۳ ساعت جلوي آئينه نايستاده و موهای خود را سیخ سیخی نمیکند .
يک پسر خوب بجاي سوار شدن به خط واحد پشت سر آن ميدود تا هم بدنش سالم بماند و هم صرفه جويي اقتصادي کرده باشد .

يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ارشاد اسلامي
٬وزارت بهداشت٬ وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد .
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند .

يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني
۱۸ تا ۲۸ سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند(تاکید میکنم فقط برای رضای خدا این کار را میکند)
. یک پسر خوب بجای مصرف قرص اکس ، استامینافون مصرف میکند تا به تعادل برسد نه اینکه تعادلش را از دست بدهد

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 22:12 توسط تربچه نقلي بابا...| |

البته براي مخ زدن به درد آقا پسرها ميخوره الف: مخ زدن دختراي بالا شهري: وسايل مورد نياز: يک جفت صندل سفيد Darki ? شلوار مدل بوسيني Buddy و يا هر شلواري که بشه دمپاش رو بالا زد- يک تيشرت خط دار حلقه اي (ترجيحاً آبي کمرنگ يا مشکي) - ترجيحاً موي بلند ? ريش عجيب و غريب - چشماي هيز و کشيده ? ماشين بالاي 15 ميليون و همچنين مقداري زبان به اندازه کافي! (يه چيزي تو مايه هاي خودم!) روش مخ زدن: ديگه مخ زدن با گفتن واژه هايي مثل: خانوم ببخشيد ساعت چنده؟ - ميشه وقتتون رو بگيرم؟ - جيگرتو بخورم و...کاربردي نداره بايد و بايد به جاش کار هاي زير رو انجام بديد: 1- به بالاي شهر رفته و جولوي يکي از مراکز تجاري مقاديري با ماشين خود به متر کردن خيابون ها مي پردازيد. 2- سوژه مورد نظر را شناسايي ميکنيد. 3- با ماشين خود جولوي پاي سوژه توقف نموده و از ماشين پياده ميشويد.(ضبط ماشين روشن باشد) 4- وقتي از ماشين پياده شديد در ماشين رو باز گذاشته و بدون اينکه حتي نيم نگاهي به سوژه بيندازيد وارد مرکز تجاري ميشويد. 5- سپس از مرکز تجاري خارج ميشويد و به سمت ماشين خود مي آييد.(بتون قول ميدم سوژه همچنان کنار ماشين شما ايستاده است) 6- سوار ماشين مي شويد و اصلا به سوژه توجه نميکنيد. 7- با ماشين چند متر به جلو ميرويد اما دنده عقب مي کنيد و به سمت سوژه مي آييد و به او مي گوييد: سلام! بيا بالا، شرمنده که منتظرت گذاشتم، آخه کار داشتم. حالا بشين بريم! تبريک ميگم شما مخ يه دختر بالا شهري رو زديد! ب: دختراي وسط شهر: وسايل مورد نياز: همه چيزهاي بالا به غير از ماشين بالاي 15 ميليوني.(پرايد و 206 براي چنين مواردي مناسبه. مواظب باشيد که ماشينتون کلاسش از 206 بيشتر نباشه چون دختره در اين مواقع احساس سرخوردگي و تضاد طبقاتي شديد ميکنه و عمراً بتون پا بده!) روش مخ زدن: 1- با ماشين خيلي آروم در کنار خيابون حرکت ميکنيد و هر دختري که ديديد جولوش ترمز ميکنيد و بش ميگيد : سلام! سوار شو بريم با هم يه دور بزنيم(اتول ميزنيد) تبصره: 87 درصد دختر ها در اين هنگام سوار ماشين نميشن اما شما نا اميد نشيد و بازم به طرف گير بديد و بتون اطمينان ميدم که طرف در بار سوم سوار ماشين ميشه. ج: دختراي پايين شهر: وسايل مورد نياز: چيز خاصي مورد نياز نيست فقط کافيه مقداري روغن و واکس مو از سرتون چکه کنه و ترجيحاً صورتتون پر از جاي چاقو باشه. چون دختراي اين قسمت شهر به کسي پا ميدن که يه نمه تو مايه هاي فردين باشه! روش مخ زدن: پس از اطمينان از اينکه سوژه مورد نظر برادر يا پسر خاله يا پسر عمو و اينا نداره ميريد به سمتش و بش ميگيد: آبجي يه غلام لوتي نمي خواي؟! تبريک ميگم شما تونستي يه زيد واسه خودتون رديف کنيد! از همين الان دارم هفته بعد رو مجسم ميکنم که يه پيکان جوانان گوجه اي زير پا و زيد بغل و جاده شمال
نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 7:45 توسط تربچه نقلي بابا...| |

نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 7:59 توسط تربچه نقلي بابا...| |

بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!... اين ۵ سوال عبارتند از:

۱- به چي فکر مي کني؟...

۲- آيا دوستم داري؟...

۳- آيا من چاقم؟...

۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...

۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟

براي مثال:

 

۱- به چي فکر مي‌کني؟

جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي‌کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي‌کرده:

الف) فوتبال

ب) بسکتبال

ج) چقدر تو چاقي!

د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!

ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟

يه مرد بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، درباره‌ش حرف مي‌زدم!“...

 

۲- آيا دوستم داري؟

جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط‌ترند مي‌تونن بگن: “بله عزيزم!“... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:

الف) فکر کنم اينطور باشه!

ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا مي‌کني؟

ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!

د) مگه مهمه؟!

ه) کي؟... من؟!

 

۳- آيا من چاقم؟

واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:

الف) نمي‌تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!

ب) نسبت به چه کسي؟!

ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!

د) من چاق‌تر از تو هم ديدم!

ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه‌ات فکر مي‌کردم!

 

۴- به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟

“اون دختره“ در اينجا مي‌تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“... جوابهاي غلط عبارتند از:

الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه‌اي خوشگله!

ب) نمي‌دونم اينجور موارد رو چطوري مي‌سنجند!

ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!

د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!

ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي‌کردم!

 

۵- اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟

جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير مي‌بينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني‌تر باشه!...

زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟

مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي‌پرسي؟ اين سوال منو نگران مي‌کنه!

زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟

مرد: البته که نه عزيزم!

زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟

مرد: معلومه که دوست دارم!

زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي‌کني؟

مرد: خيلي خب! ازدواج مي‌کنم!

زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي‌کني؟

مرد: بله!

زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي‌کني؟

مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!

زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟

مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!

زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي‌کني و عکسهاي اونو به ديوار مي‌زني!

مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!

زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!

مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!

 

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 8:9 توسط تربچه نقلي بابا...| |


Design By : Night Skin

پایان کد قالب **کد قطرات شبنم** **پایان کد قطرات شبنم**